شادی خراب کن

پرتال باد و مه بخش بخش کودک قسمت تربیت کودک- شادی خراب کن

تمدن، والدین را به ایفای نقش «شادی خراب کن» محکوم کرده است. آنها باید با بسیاری از بزرگترین خوشی‌های کودک خود مخالفت کنند، مخالفت با مکیدن انگشت، مخالفت با سرو صدا راه انداختن ،بازی با خاك و.... برای کودکان، تمدن سرد و بیرحم است.

البته اگر قرار بر این است که کودک موجودی اجتماعی شود، بعضی محدودیت‌ها اجتناب ناپذیرند. با وجود این، والدین نباید در ایفای نقش پاسبان تمدن زیاده‌روی کنند، زیرا چه بسا که خصومت و انزجاری اجتناب‌پذیر پدید آورند.

«صبح بخیر»

مادر نباید کودک محصل خود را هر روز صبح از خواب بیدار کند. کودک از مادری که مزاحم خواب او می‌شود و رویاهای او را از هم گسیخته می‌سازد ، نفرت دارد. کودک از اینکه مادر به اتاق او بیاید و پتو را از روی او بردارد و بگوید « بلندشو، دیر است »، وحشت دارد.

 اگر کودک با صدای ساعت زنگ‌دار بیدار شود و بعد چهره ی متبسم مادر را ببیند ، بهتر از این است که با صدای «مادر زنگ‌دار» بیدار شود.

پسرک هشت ساله ای صبح‌ها به دشواری از خواب بر می‌خاست. او هر روز می‌کوشید برای چند دقیقه تمام نشدنی دیگر در بستر باقی بماند. مادر بارها چهره عوض کرد و به هر دری زد تا او را بیدار کند، اما «پسرک» پافشاری می‌کرد: با تأنی بلند می‌شد، به هنگام صرف صبحانه ناخوشایند بود، و آخر هم دیر به مدرسه می‌رسید. سرانجام، مادر هدیه‌ای غیر منتظره، یعنی یک ساعت زنگ‌دارزیبا به او داد و وضعیت به طور هیجان‌آوری بهبود یافت. در داخل جعبه ی هدیه، «پسرک» این نوشته را یافت: «برای پسر عزیزم ، که دوست ندارد دیگران صبح زود او را از خواب بیدار کنند. حالا می‌توانی رئیس خودت باشی. دوستدار تو، مادر.»

 

صبح روز بعد که ساعت زنگ زد، مادر به «پسرش» گفت: «خیلی زود است، عزیزم، چرا چند دقیقه دیگر نمی‌خوابی؟» «پسرک» از بستر بیرون پرید، در حالی که می‌گفت: «نه، مدرسه‌ام دیر می‌شود.»

 

نباید به کودکی که فوراً بر نمی‌خیزد و هنوز خواب آلود است، بر چسب «بدخو» زد. کودکانی که بشاش و چابک بودن به هنگام صبح را دشوار می‌یابند، نباید مورد تمسخر قرار گیرند. به جای اینکه با آنان وارد جنگ شویم، بهترین کار این است که بگذاریم ده دقیقه ی طلایی دیگر را به خواب یا خیال‌بافی اختصاص دهد، و از آن لذت ببرد. این را می‌توان با تنظیم ساعت به نحوی که زودتر زنگ بزند، عملی کرد. اظهارات ما به جای اینکه بیان‌کننده ی خشم، تحقیر، تمسخر و یا هشدار درباره ی سلامتی کودک باشند، بایستی یکدلی ما را به او بفهمانند.

 

« صبح زود بلند شدن سخت است.»

«خیلی کیف دارد آدم تو بسترش دراز بکشد و غرق رویا شود.»

«پنج دقیقه دیگر هم بخواب.»

چنین اظهاراتی صبح را درخشان می‌سازند؛ آنها جوی از ملایمت و صمیمیت می‌‌آفریند. به عکس، اظهاراتی نظیر آنچه در زیر آمده است، جوی سرد و طوفانی به ارمغان می‌آورند:

«بلند شو، پسره ی شل و ول؛ بلند شو، پسرک تنبل!»

«همین الان از آن رختخواب بیا بیرون.»

«خدای من، نگاه کن، مثل یک خرس گرفته خوابیده.»

 

و نیز جملاتی همچون:

«چرا هنوز تو رختخوابی؟ مگر ناخوشی؟ چیزی آزارت می‌‌دهد؟ دل درد داری؟ سردرد داری؟ بگذار زبانت را ببینم؟» به کودک پیشنهاد می‌کنند که برای دریافت مراقبت و توجه محبت‌آمیز خودش را به مریضی بزند. کودک همچنین ممکن است گمان کند که اگر منکر هر کدام از بیماری‌هایی که مادرش رئوفانه بیان کرد، بشود، باعث ناامیدی او خواهد شد. از این رو، کودک به خاطر اینکه مادر را خشنود کند، ممکن است به ناچار خود را بیمار جلوه دهد.

 

ادامه دارد ...

 


برچسب ها:



مروری برگذشته